محمد جعفر خور موجى
295
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى )
در فارس ، به سرهنگى فوج چهارم تبريزى مفتخر و معزز ، و حراست مملكت فارس به دو مفوض بود . حين ارتحال خديو بيهمال ، و انقلاب دار العلم شيراز ، با آنكه در آن هنگامه و هنگام بعد از وضع غايب ، و صاحبان آلام و اسقام ، عدد نوكران ديوانى از مرتبهء مآت به الوف نمىرسيد . دو ماه متوالى ، اكثر ايام و ليالى ، در خارج با قشقائى و بلوكى با توپ و تفنگ ، و از داخل با شهرى ، با طپانچه و شمشير و سرنيزه جنگ نموده ، چندان كه در مخاصمه و مدافعه غير مغلوب ، و در مصالحه و متاركه مطلوب واقع شد . مجمل آنكه كفايت و كاردانى كافى ، جلادت و شهامتى وافى از معزى اليه صورت ظهور يافت . به نوعى كه از همگنان به كمال ، و دانش و حزم مؤيد ، و عزم مؤكد ، و رأى ثاقب ، و فكر صايب ممتاز گشته ؛ و به امضاى حسين خان نظام الدولهء حاكم به منصب سرتيپى سرافراز آمد . در به دو اين دولت ابدآيت ، ميرزا تقى خان اتابك اعظم و امير نظام ، كه ضمير منيرش معجزنما ، و خاطر مهر مظاهرش عقدهگشاى ايام بود ، از صدق نيت و خلوص عقيدت معزى اليه اطلاع و استحضار تمام داشت . به دربار معدلتمدارش احضار نمود ، برحسب استحقاق و اهليت برترى ، و ظهور علامات مهترى ، در حضرت پادشاهى تفويض منصب آجودانباشى عساكر نصرتمآثر به وى مستدعى گرديد . از آنجايى كه بديههء راى و اول فكرت شاهنشاه اسلامپناه - خلّد اللّه ملكه و سلطانه - نمودار عقل كل و راهبر روح قدس است ، و علاوه آثار شهامت و كفايت در شمايل او پيدا ، و دلايل چاكرى و صداقت از حركت و سكون او هويدا ، مشاهده فرموده ؛ مصلحت ديد اتابك اعظم را امضا ، و حكم محكم بر طبق مسئلت و مدعا شرف صدور يافت . مشار اليه نيز به مدد لطف ربانى و تأييد يزدانى ، و عنايت سلطانى به لوازم خدمت مرجوعه اقدام ، و به انجام مصالح امور جمهور قيام ، و در مقام انتظام برآمد . چندانكه خاص و عام لشكر رهين انعام و مشمول افضال و اكرام او گشته ، جنابش كعبهء آمال و قبلهء اقبال شد . مدتى حالاتش بدين جمله منتظم بود ، پس از حادثهء اتابك اعظم و تعيين صدارت ، از آنجايى كه مشار اليه در حضرت شاهنشاه اسلامپناه به عنايتى مخصوص